شاعر : حبیب الله چایچیان نوع شعر : مدح و مرثیه وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلن قالب شعر : مثنوی
بار بگـشـائـیـد،اینجـا کـربـلاست آب و خاکش با دل وجان آشناست برمـشام جـان رسد بـوی بهـشت به به از این تربت مـیـنوسرشت
کــربـلا،ای آفــریـنـش را هـدف قـبـلـهگاه عـاشـقـان از هر طرف
طور عشق است ومطـاف انـبـیا نور حق اینجاست،ای موسی بیا
جـسـم را احـیـا اگـرعـیـسی کـند جـان وتـن را کـربـلا احـیـا کـند
گر سلامت رفت، از آتش خـلـیل نــور ثــار الله شــد او را دلــیــل
کـربـلا،قـربـانگـه ذبـح عــظـیـم عرش رحمان را صراط مستقـیم
گر خدا خـواهی، برو این راه را کــن زیـــارت کــوی ثــارالله را شد زعـاشـورای اویک اربعـین قـتـلگـاهـش را به چـشـم دل ببین
ماه، اینجا،واله و سرگـشته است و آن شهاب ثاقب از خود رفته است گرد غم، افشانده برسر کهکشان اشک خون ریزد هنوزازآسمان
اخـتران،سوزند چون شمع مزار مرغشب مینالـد اینجـا زارِزار گاه در صحرا خروش و،گه سکوت خـفـته در اینجا شهیدی لا یمـوت
حضرت سجاد بر خاکـش نوشت تشنه لب شد کـشته سـالار بهشت
اربعین است، اربعـین کـربلاست هرطرف غوغائی از غمها بپاست گوئی از آن خـیـمههای نیـمسـوز خود صـدایالـعـطـش آیـدهـنوز
هر کجا نقـشی،ز داغ مـاتم است هرچه ریزد اشک، در اینجا، کم است باشد ازحـسـرت دراینجا یـادهـا هان به گوش دل شـنـو،فـریـادها دردل هر ذره،صدها مطلب است نالـه سـجـاد و اشـک زینب است
باید اینجا داشـت گـوش مـعـنـوی تا مـگـراین گـفـتـگـوها بـشـنوی
عمه جان،اینجا حسین از پا فـتاد چهـره براین تـربت خـونین نهاد
عمه جان،این قـتـلگاه اکبر است جای پای حـیدر وپـیـغـمبر است عمه جان، قاسم،دراینجا شد شهید تیـر برقـلـب حـسـین اینجا رسید
عمه جان،عـباس اینجا داد دست وزغمش پشت حسین اینجا شکست اصغر لب تشنه، اینجا،عمه جان شد زتـیـرحرمله خـونـین دهـان
ازبـرای غــارت یـک گـوشـوار شد در اینجا، کودکی نیـلیعـذار
تا قـیـامت،کـربـلا مـاتـمسـراست حضرت مهدی (حسان) صاحب عزاست